باشگاه کوهنوردان آزاد خراسان

کوهنوردی ما با برنامه است اما بدون تشکیلات

صعود به هزار کرمان

با نام و یاد حضرت دوست

بالاخره پس از دو سال برنامه ریزی برای هزار کرمان و عدم اجرای برنامه،  موفق شدیم برنامه را با همنوردان تقریبا بازنشسته گروه کوهنوردی پیام پست خراسان اجرا نمائیم.  خوشبختانه اداره متبوعمان همکاری کرد و یک می نی بوس برای برنامه در اختیارمان گذاشت.  وسیله نقلیه در برنامه های کوهنوردی همیشه 80 درصد برنامه است.  البته به جز آن صددرصد همتی که برای اجرای یک برنامه لازم است. 

پنجشنبه 29 مهرماه 1388 مشهد را با نام و توکل بر حضرت حق به مقصد کرمان ترک کردیم. ساعت 12:30 کرمان بودیم و پس از صرف نهار و اقامه نماز کرمان به قصد راین ترک گفتیم.  راین تا کرمان حدود 100 کیلومتر است و از راین تا آبشار که ابتدای کوهپیمائی است حدود 15 کیلومتر.  برنامه این بود که حداکثر تا ساعت 14 روز جمعه راهپیمائی به سمت پناهگاه را شروع کنیم.  علیرغم اینکه در توقفها وقت را هدر نمی دادیم و حتی در فردوس ساعت 3 صبح بیدار شدیم بازهم زودتر از 16:15 نتوانستیم راهپیمائی را آغاز کنیم.  روز جمعه بود و با چند گروه از کوهنوردان خوب راینی برخورد کردیم و برخی اطلاعات را از ایشان گرفتیم.  در این روز کسی به قله نرفته بود و هیچ کوهنوردی به جز ما در مسیر کوهپیمائی نبود.   در بین ما فقط هادی که سرپرست برنامه هم بود حدود 15 سال پیش در صعود سراسری به قله رفته بود که بعدا معلوم شده مسیر جانپناه تا قله که آنها طی کرده بودند با مسیر فعلی کلا متفاوت است.  یعنی می خواهم بگویم ما به استناد گزارش برنامه ای که آقای سرچشمه پور که سال قبل برایم فرستاده بودند برنامه را طرح نموده بودیم.

بگذریم.  با توجه به اینکه مسیر آبشار تا جانپناه به استثنای ابتدای حرکت در دره ای تنگ قرار دارد تاریکی شب زودتر به سراغمان آمد و ما با بیم و امید مسیر را ادامه دادیم. 

 جا دارد در اینجا از همت کوهنوردان راینی که تقریبا تمام مسیر را شبرنگ چسبانده بودند تقدیر و قدردانی نمایم.  انصافا کار زیبا و موثری است.  و جالب اینکه شبرنگها در مسیر برگشت هم راهنمای کوهنوردان است و ما هم در طول مسیر دعاگوی دوستان بودیم.  پس از یک ساعت و 45 دقیقه به پناهگاه رسیدیم.  پناهگاه کاملا تمییز و مرتب بود.  شلنگ آبی هم در کنار پناهگاه آماده شده که سبب راحت جان آدم خسته است. خداوند به ذیربطان جزای خیر دهد.

صبح روز بعد زودتر از ساعت 5:45 نتوانستیم راهپیمائی را آغاز نمائیم. مسیر  قله از جانپناه یک تراورس به سمت راست است و البته یک دور بزرگ که مسیر را طولانی می کند و البته مسیر خوبی است.

 پاکوب ابتدای مسیر را پس از چند دقیقه سرگردانی و چند بار بررسی پیدا کردیم.  هوا خوب و آفتابی بود.  و نوید یک صعود تمییز و با حال را می داد.  پس از ساعتی راهپیمائی توقف کوتاهی برای صبحانه داشتیم و پس از آن ادامه مسیر.   مسیر را برف روزهای قبل پوشانده بود هر چند که عمق آن در اکثر مسیر قابل توجه نبود. 

پس از چند بار اختلاف نظر در مورد تاج خروس  و اینکه دوستان هر گرده بزرگی را تاج خروس می نامیدند بالاخره با در نظر گرفتن یادبودی که زیر آن قرار داشت آن گرده  را به اتفاق تاج خروس نامیدیم. هوا کم کم روبه خرابی می رفت و خورده های برف به سر و کله مان می نشست که به شوخی می گفتیم که باد است که برفهای روزهای قبل را به آسمان می برد.  شوخی ما زیاد دوامی نداشت و لحظاتی بعد برف جدی جدی باریدن گرفت. حال گذر از مسیرهای سنگی و البته یافتن مسیر درست پاکوب وقت بیشتری را از ما می گرفت. طبق برنامه ما تا قله با احتساب اوقات استراحت 5 ساعت زمان بایستی طی می کردیم و حال 6 ساعت گذشته بود.  چشم اندازی از قله به دلیل  کوران برف نداشتیم.  نهایتا پس از 7 ساعت راهپیمایی با توجه به کثرت باد و برف بازگشتیم.  مضافا اینکه ما اصلا پیش بینی برف را نکرده بودیم هرچند برای باران آمادگی داشتیم.

+ اسمعیل دزیانی ; ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٦ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()