باشگاه کوهنوردان آزاد خراسان

کوهنوردی ما با برنامه است اما بدون تشکیلات

کوهپیمائی سبک در ماه مبارک رمضان

به نام خدا

مطابق روال هر سال که نیمه ماه مبارک به قله شیرباد یا زشک می رفتیم امسال با تاسیس واحد رفاه در اداره پیشنهاد اجرای این برنامه را با حمایت ایشان ارائه دادیم(من و هادی). البته مسئول اداره رفاه توصیه کرد فعلا اطلاعیه ای عمومی برای این برنامه تهیه نشود. در هر حال برنامه راهپیمائی حدود یک ساعت طول کشید و پس از صرف افطار به پائین برگشتیم.

 

+ اسمعیل دزیانی ; ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()   

و بازهم شیرباد

یا دلیل المتحیرین

به پیشنهاد برادرم عنایت و همراه با آشنایان تهرانی اش که جوانانی پرشور و البته کم فعالیت بودند برنامه صعود به شیرباد را اجرا کردیم. نکته افتراق این برنامه وسیله ایاب ذهابش بود که آنها با پیکان یکی از آشنایانشان آمده بودند و من و عنایت یک وانت کرایه کردیم. و باز برگشتش هم جالب بود. این پیکان ابتدا تعدادی از بچه ها با تا زشک برد و بعد دنبال افراد باقیمانده آمد. از زشک هم یک ماشین گرفتیم تا شاندیز و... این جابجایی سبب شد کوله یکی از بچه ها گم شود و البته پس از یک هفته خبر دادند یک کیسه پلاستیکی حاوی کارت دانشجویی و گواهینامه پیدا شده !( از کوله و تمام محتویاتش فقط همین)

 

+ اسمعیل دزیانی ; ٩:۳٢ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()   

صعود انفرادی به آزادکوه

به نام حضرت دوست

قصد داشتیم به اتفاق هادی و مرتضی به آزاد کوه صعود کنیم. هادی که از ابتدا تمایلی چندانی به آمدن نداشت و مرتضی هم علیرغم اینکه بلیط رفت و برگشت گرفته بود نیامد. من هم که در تهران بودم مردد ماندم چه کنم. تا به حال به این قله نرفته بودم. و طبق روال گذشته قرار بود به اتکار گزارش برنامه ها صعود کنم. در هر حال عصر روز چهارشنبه عزم را بر رفتن جزم کردم و صبح روز پنج شنبه 23 تیرماه با اتوبوسهای چالوس به قصد سه راهی زنگوله حرکت کردم. ترافیک سنگین حدود یک ساعت و نیم وقتم را هدر داد هر چند که خیلی در برنامه تاثیر نداشت. پس از سه راهی زنگوله پس از 40 دقیقه انتظار سوار یک وانت مزدا شدم و به پیل نور رفتم. از پیل نور تا میناک(ابتدای جاده روستای کلاک) و پس از آن را هم پیاده گز کردم. هیچ وسیله ای گیرم نیامد. حدود ساعت 14 در ایوان مسجد کلاک پائین به استراحت و ... پرداختم. و ساعت 16 راهپیمائی را آغاز کردم. در ابتدا به نظر می رسید هیچ کوهنوردی در منطقه نباشد اما پس از 35 دقیقه راهپیمائی 3 نفر را در برگشت دیدم و پس از مدت کوتاهی انبوهی از کوهنوردان شرع به بالا آمدن کرده بودند. .... ساعت 19و 40 چادرم را برپا کردم و صبح روز بعد در ساعت 3 و 40 صعود را شروع کردم که نهایتا در ساعت 7و 50 دقیقه به قله رسیدم و آنجا بود که صعود انفرادی معنا پیدا  کرد.؟؟؟؟!!!!!!خنده ... ساعت 12 به روستا رسیدم و به جای برگشت به تهران به سمت نور رفتم و از آنجا سوار اتوبوسهای سمت مشهد شدم. والحمدلله

جا دارد از وبلاگهای http://neshate-koohestan.com/ و http://shakerim.ir که مطالب ایشان راهنمای من در صعود به این قله بودند نیز یادی بکنم و تشکر

 

 

 

+ اسمعیل دزیانی ; ۱:۱٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()