باشگاه کوهنوردان آزاد خراسان

کوهنوردی ما با برنامه است اما بدون تشکیلات

قله جانستون - مهرماه 1393

بالاخره پس از دو بار ناکامی برای صعود به قله جانستون، بار سوم موفق شدیم به قله دست پیدا کنیم. بار اول با مرتضی تا نزدیک غار بیوک آغا رفتیم ولی چون حجم برف زیاد بود و احتمال بهمن می دادیم همچنین از صحت مسیر مطمئن نبودیم برگشتیم. بار دوم با آقای حمامی رفتیم که بدلیل نزیک شدن به غروب، از زیر خط الراس برگشتیم.

اما بار سوم، چهارشنبه مشهد را به قصد تهران و الحاق به مرتضی که قرار بود از اصفهان بیاد ترک کردم. صبح پنج شنبه از راه آهن به سمت تهران پارس و ماشینهای فشم راه افتادیم. پس از آن نیز دو راهی آب نیک. بر خلاف دو بار گذشته که برای هر سوار شدن مدتی معطل می ماندیم این بار راه به راه به آب نیک رسیدیم انگار ماشینها در ایستگاه منتظرمان بودند. پس از آن راهپیمائی را آغاز کردیم. علیرغم تصورمان کوهنوردی در منطقه نبود و پس از تنگه فقط چوپانی را در دشت جانستون دیدیم.

قبل از ظهر کنار آب نزدیک غار شرایط را بررسی کردیم و قرار بر صعود قله در همین روز شد. بنابراین به فوریت چای و کمی غذا خوردیم و پس از نماز حرکت به سمت قله را شروع کردیم، با هوایی خوب و دل انگیز.  نزدیک خط الراس نفهمیدم چطور به دماغه سنگی زیر قله منحرف شدم و پس از کمی دست به سنگ شدن ترجیح دادیم برگردیم و از خط الراس سمت راست قله به قله صعود کنیم.

زمانی نمانده به غروب به قله رسیدیم و پس از کمی توقف عزم برگشت کردیم تا مدت کمتری را در تاریکی شب بپیمائیم.

متاسفانه نیمه راه چراغ پیشانی ام بازی در اورد و مرتب خاموش می شد که بازگشت را با آن شیب تند و نبودن یک پاکوب مشخص بسیار دشوار می کرد. به هر تقدیر به محل کوله ها رسیدیم و چادر زدیم و ....

صبح روز جمعه مستقیما به سمت راه آهن رفتیم و چون ساعت حرکت قطارمان به سمت مشهد یکی نبود هر کدام راه خودمان را پیش گرفتیم و برگشتیم.

 

 

+ اسمعیل دزیانی ; ٧:٤۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩۳
    پيام هاي ديگران ()