باشگاه کوهنوردان آزاد خراسان

کوهنوردی ما با برنامه است اما بدون تشکیلات

صعود به شیرباد از دولت اباد جا مانده از هزارمسجد

یا الله

قرار بود چهارشنبه ، پنج شنبه و جمعه با مرتضی، هادی و مجتبی و دوستان دیگری که اعلام آمادگی کرده بودند برویم هزار مسجد و سه برنامه ناتمام گذشته را به انجام برسانیم. مرتضی مریض بود. مجتبی ماموریت هادی هم کلاس داشت. چه می توان کرد. برنامه را یک روز عقب انداختیم. مرتضی باز هم مریض بود. مجتبی تصمیم نگرفته بود و هادی هم اگر کوله اش تا شب پنج شنبه اماده می شد می آمد که آماده نشد. به تقی گفتم برنامه را به شیرباد از دولت اباد تغییر داده ایم. اعلام آمادگی کرد به شرطی که هادی بیاید. به امیر رحیم زاده هم خبر داد. هادی نیامد تقی هم نیامد بنابراین امیر هم نیامد. اما مجتبی اعلام آمادگی کرد و با وانت او دو نفری عازم دولت آباد شدیم. از جند سال پیش که در اسفند با بسیجیان موفق به صعود به قله شده بودم در سه تلاش زمستانی دیگر هر کدام به یک دلیل موفق نشده بودم به قله برسم. علیرغم باران تقریبا شدیدی که از بدو شروع حرکت ما از مشهد در روز جمعه ۵ صبح شروع شده بود اما همزمان با شروع راهپیمائی آفتاب دل انگیزی حاکم شد و با یک حرکت یکنواخت و آرام حوالی ۵/١١ به قله رسیدیم . گروه پر تعدادی از آفتاب شاندیز در قله بودند و ٢ تا مشهدی. نکته جالب اینکه در این ارتفاع اثرات ارتفادع زدگی خفیف را احساس می کردم بعضی از مناطق سرم شروع به درد گرفتن کرد. به مجتبی پیشنهاد دادم کمی روی خط الراس بمانیم تا کمی هم شویم و برای برنامه های آینده راحتر باشیم. خلاصه نیم ساعتی را به ذکر اراجیف استراحت کردیم و در پائین آمدن کمی کاکوتی - شاید این اولین بار بود که در کوه به چنین حرکتی دست زدیم!!!!-  جمع کردیم. نشستن ما در ماشین همان و شروع باران شدید هم همان . مثل اینکه روی شیشه ماشین سطل آب خالی می کردند. به هر حال با شادابی و سرحال به مشهد برگشتیم.

الحمدالله

 

+ اسمعیل دزیانی ; ٦:٠۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ خرداد ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()