باشگاه کوهنوردان آزاد خراسان

کوهنوردی ما با برنامه است اما بدون تشکیلات

هزارمسجد گردی

اردیبهشت ماه 1393

هزار مسجد از برنامه هایی بوده که تعداد ناکامیهایم زیاد بوده. یکبار با بر و بچ پست به سرپرستی دوست عزیز و همنورد بازنشته ام هادی خاوری فرشته، بار دوم به اتفاق هادی و مجتبی، بار سوم به اتفاق مرتضی و عنایت، بار چهارم باهادی که موفق شدیم و نهایتا از سمت بقمج برگشتیم و این دفعه که با عنایت اله و مرتضی تصمیم گرفتیم برنامه ناکام قبلی را جبران کنیم. لذا از آن جایی که من برنامه ی تکراری نمی روم پیشنهاد دادم از سمت مارشک و خرکت به قله رفته از سمت روستای چهار راه (کلات) به مشهد باز گردیم.

پنجشنبه صبح از گاراژ میدان امام حسین(ع) حرکت کردیم . پس از رسیدن به مارشک دو دستگاه موتور سیکلت کرایه کرایه کردیم تا ما را به مقصد برساند . دو جوان خوب مارشکی .

مسیر حرکت را از چند روستایی پرسیدیم . عصر روز اول راه پیمایی را با رسیدن به یک مِلّه(خانه ی ییلاقی چوپانان) به پایان بردیم . تا اینجا مسیر سر راست بود . صبح روز بعد مسیر جاده را که کمرنگ شده بود را رها کردیم و یک پاکوب را ادامه دادیم تا پس از چند ساعت راه پیمایی به یک دره ی عمیق خفن رسیدیم . تردیدی جدی در انتخاب مسیر درست. دره را رد کرده پس از عبور از میان کوه ها نهایتا به جاده رسیدیم . در آن سکوت دشت با کمال تعجب یک تویوتای شاسی از کنارمان عبور کرد. تا عصر جاده را گز کردیم و مله های مسیر را شماره گذاری می کردیم...شش، هفت، هشت... هیج تصوری از دشت پیش روبمان و قله ای که قبلا از مسیر دیگری رفته بودم نداشتم. آخرین تپه که جاده ای به سمت بالای آن داشت را نظاره کردم و از شناسایی قله ناامید شدم. مرتضی پیشنهاد داد از جاده به بالای تپه رفته موقعیت قله را شناسایی کنیم. اما حداقل 12ساعت راه برگشت و توجه به توان جسمیمان تصمیم گرفتیم سریع تر بازگشته شانس خود را برای سوار شدن به تویوتایی که نمی دانستیم کجاست امتحان کنیم.                                                                                                                                          ه

+ اسمعیل دزیانی ; ٢:٤۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩۳
    پيام هاي ديگران ()