باشگاه کوهنوردان آزاد خراسان

کوهنوردی ما با برنامه است اما بدون تشکیلات

قله کهار - فرصت طلبی دیگر-مردادماه 1394

ماموریتی اداری برای روزهای 6و7 مرداد در تهران برایم پیش امد. و  خوب آخر هفته و تهران هم که نزدیک کوههای نازنین. قله کهر را برای صعود در نظر گرفتم. و چهارشنبه پس از پایان کار اداری کوله و همه وسایل را داخل کوله ای آورده بودم ریختم و رفتم ترمینال غرب برای جاده چالوس. بعد از اینکه حدود 45 دقیقی ئور ترمینال برای پیدا کردن اتوبوسهای چالوس چرخیدم و نتیجه ای نگرفتم با اتوبوسهای کرج  عزم منطقه شدم. پس از آن جاده چالوس و ابتدای جاده روستای کلوان. پس از چند دقیقه ای آقای صفایی نامی   که آنجا اشتغالاتی داشت و اتفاقا دامام ما مشهدی هم بود ما را سوار کرد و مسمای اسمش محقق شد. یعنی با صفا بود. 7 عصر راهپیمائی را  شروع کردم و حدود ده و نیم شب به پناهگاه رسیدم و با استقبال همنوردان کرجی از گروه کوهنوردی دانشکده کشاورزی کرج مواجه شدم. و البته بدلیل کمبود جاا بعضی از ایشان لطف کردند و جایشان را به من دادند و خود در چادر بیرون به استراحت پرداختند. پنج صبح بلند شدم و پس از صرف چای پناهگاه را به سمت قله ترک کردم و حدود هشت قله بودم. در مسیر صعود به جز گله گوسفند و چوپان و سگ همراهشان کسی نبود و اتفاقا گله تا قله آمده بود. وقتی با خود فکر کردم که چرا گوسفندان به قله آمده بودند یا آورده بودنشان جواب را یافتم. علف یا همان غذا. بعد این سوال را از خود پرسیدم و جوابی نیام.

القصه با توجه به مجلس عروسی اقوام و کلاس توجیهی حج که پنجشنبه در مشهد برگزار می گردید عزمم را برای رسیدن به برنامه ها جزم کردم و پیش بینی اولیه مبنی بر همراه بردن تمام وسایل به کوه برای بازگشتی سریع به فرودگاه جواب داد و خوشبختانه در لیست انتظار اولین پرواز  بلیط گرفتم و به هر دو برنامه رسیدم. جای دوستان خالی

هر کس از خوانندگان محترم نیز تمایل به همراهی بنده کوچکتر داشتند اعلام نمایند تا از وجودشان در این سفرهایی که ایاب ذهابش وابسته به شرایط است و گاهی ضد حال(مثل برنامه سیالان) و گاهی سوپر حال است(مثل این برنامه خاصه که پول بلیط را هم اداره داده) بهره مند شویم

+ اسمعیل دزیانی ; ٦:٤٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٤
    پيام هاي ديگران ()